معنی به فارسی

B2noun1K

تله، دام

UK/["/træp/"]/US/["/træp/"]/

معنی Trap

وسیله‌ای برای گرفتن حیوانات

In simple words: A device or situation designed to catch or trick someone.

یه دستگاه یا موقعیتی که برای گیر انداختن یا گول زدن کسی طراحی شده.

Trap در یک جمله

  • a fox with its leg in a trapروباهی که پاش تو تله گیر کرده بود
  • A trap was laid, with fresh bait.یه تله کار گذاشته بودن، با طعمه تازه.
  • She had **set a trap** for him and he had walked straight into it.اون براش تله گذاشته بود و اونم مستقیم رفت توش.
  • the unemployment trapتله‌ی بیکاری
  • Some women see marriage as a trap.بعضی زن‌ها ازدواج رو یه دام می‌بینن.
  • a pony and trapیه اسب و کالسکه (قدیمی)
  • Shut your trap! *(= a rude way of telling somebody to be quiet)*خفه شو! (یه جور بی‌ادبانه برای اینکه به کسی بگی ساکت شه)
  • to keep your trap shut *(= to not tell a secret)*دهنتو ببند (یعنی راز رو فاش نکنی)
  • Parents often fall into the trap of trying to do everything for their children.والدین اغلب تو این دام می‌افتن که سعی می‌کنن همه کار رو برای بچه‌هاشون انجام بدن.
  • The movie avoids the trap of spending too much time explaining things.این فیلم از این دام که بیش از حد وقت صرف توضیح دادن چیزها کنه، اجتناب می‌کنه.

چطور از Trap استفاده کنیم

Used in both literal and figurative contexts. In informal speech, it can refer to being caught in a difficult situation. Avoid using in overly formal writing.

هم به معنی واقعی و هم مجازی استفاده می‌شه. تو حرفای خودمونی، می‌تونه به گیر افتادن تو یه موقعیت سخت اشاره کنه. سعی کن تو نوشته‌های خیلی رسمی ازش استفاده نکنی.

Grammar pattern

trap + object

Memory hint

Think of a 'trap' as a 'clap' - trapping something when it claps shut.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Trap

Synonyms for Trap

  • gob

Opposites of Trap

Common mistakes with Trap

  • Confused with 'snare' or 'catch', thinking they mean exactly the same.
  • Using 'trap' without an object, e.g., 'I trap' instead of 'I trap animals'.
  • Mistaking 'trap' as solely a physical object rather than a situation.

Trap appears in

Trap به زبان‌های دیگر

More words like Trap

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Trap جمله با
  • Trap معنی
  • Trap یعنی چه
  • Trap به فارسی
  • Trap تلفظ
  • Trap جمله برای
  • Trap به انگلیسی
  • ترجمه Trap

پرسش‌های پرتکرار درباره Trap

Trap یعنی چه؟

یه دستگاه یا موقعیتی که برای گیر انداختن یا گول زدن کسی طراحی شده.

معنی Trap به فارسی چیست؟

یه دستگاه یا موقعیتی که برای گیر انداختن یا گول زدن کسی طراحی شده.

تعریف Trap چیست؟

وسیله‌ای برای گرفتن حیوانات

چطور از Trap در یک جمله استفاده کنیم؟

a fox with its leg in a trap

می‌توانی مثال دیگری از Trap بزنی؟

A trap was laid, with fresh bait.

مترادف‌های Trap چیست؟

گزینه‌های رایج شامل gob است.

متضاد Trap چیست؟

معناهای مخالف شامل free, release, liberate است.

چه واژه‌هایی با Trap می‌آیند؟

معمولاً با animal, bear, mouse, be caught in, get caught in, free something from, hidden, obvious, potential, lay, set, set up, hidden, obvious, potential, lay, set, set up همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Trap چیست؟

Confused with 'snare' or 'catch', thinking they mean exactly the same. Using 'trap' without an object, e.g., 'I trap' instead of 'I trap animals'. Mistaking 'trap' as solely a physical object rather than a situation.

Trap چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/træp/"]/, UK: /["/træp/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Trap استفاده کنم؟

هم به معنی واقعی و هم مجازی استفاده می‌شه. تو حرفای خودمونی، می‌تونه به گیر افتادن تو یه موقعیت سخت اشاره کنه. سعی کن تو نوشته‌های خیلی رسمی ازش استفاده نکنی.

سطح CEFR برای Trap چیست؟

"Trap" در سطح B2 از مقیاس CEFR قرار دارد.