معنی به فارسی

2K

پیک، انتقال دادن

UK//rɪˈleɪ//US//rɪˈleɪ//

معنی Relay

A race with teams taking turns running, or the act of passing information.

مسابقه‌ای که در آن اعضای یک تیم به نوبت می‌دوند، یا عمل انتقال اطلاعات.

In simple words: A race where teams take turns running, or passing something.

مسابقه‌ای که در آن تیم‌ها به نوبت می‌دوند، یا چیزی را منتقل می‌کنند.

Relay در یک جمله

  • The relay team won the competition.تیم امدادی برنده مسابقه شد.
  • She will relay the message to him later.او بعداً پیام را به او منتقل خواهد کرد.
  • In the relay race, each runner needs to be quick.
  • He was chosen to relay instructions to the students.او انتخاب شد تا دستورالعمل‌ها را به دانش‌آموزان منتقل کند.
  • The relay baton was dropped during the race.
  • We need to relay our findings to the team quickly.ما باید یافته‌هایمان را سریع به تیم منتقل کنیم.

چطور از Relay استفاده کنیم

Common in sports contexts; can also refer to passing information. Suitable for all audiences.

در متن‌های ورزشی رایج است؛ همچنین می‌تواند به انتقال اطلاعات اشاره داشته باشد. مناسب برای همه مخاطبان.

Grammar pattern

relay + object

Memory hint

Imagine a group of runners passing a baton in a race.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Relay

  • relay race
  • relay information
  • relay team
  • relay baton
  • relay station

Synonyms for Relay

Common mistakes with Relay

  • Confused with 'release' which has a different meaning.
  • Using 'relay' as a noun and forgetting it's also a verb.

Compare Relay with Pass, Transmit, Share

Relay appears in

Relay به زبان‌های دیگر

More s like Relay

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Relay جمله با
  • Relay معنی
  • Relay یعنی چه
  • Relay به فارسی
  • Relay تلفظ
  • Relay جمله برای
  • Relay به انگلیسی
  • ترجمه Relay

پرسش‌های پرتکرار درباره Relay

Relay یعنی چه؟

مسابقه‌ای که در آن تیم‌ها به نوبت می‌دوند، یا چیزی را منتقل می‌کنند.

معنی Relay به فارسی چیست؟

مسابقه‌ای که در آن تیم‌ها به نوبت می‌دوند، یا چیزی را منتقل می‌کنند.

تعریف Relay چیست؟

مسابقه‌ای که در آن اعضای یک تیم به نوبت می‌دوند، یا عمل انتقال اطلاعات.

چطور از Relay در یک جمله استفاده کنیم؟

The relay team won the competition.

می‌توانی مثال دیگری از Relay بزنی؟

She will relay the message to him later.

مترادف‌های Relay چیست؟

گزینه‌های رایج شامل relay race, pass, transmit, hand off, share است.

چه واژه‌هایی با Relay می‌آیند؟

معمولاً با relay race, relay information, relay team, relay baton, relay station همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Relay چیست؟

Confused with 'release' which has a different meaning. Using 'relay' as a noun and forgetting it's also a verb.

Relay چطور تلفظ می‌شود؟

US: //rɪˈleɪ//, UK: //rɪˈleɪ//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Relay استفاده کنم؟

در متن‌های ورزشی رایج است؛ همچنین می‌تواند به انتقال اطلاعات اشاره داشته باشد. مناسب برای همه مخاطبان.