معنی به فارسی

B2noun1K

موش صحرایی، رَت

UK/["/ræt/"]/US/["/ræt/"]/

معنی Rat

یه حیوون کوچولو با دم دراز که شبیه موش بزرگه و معمولاً آفت محسوب میشه (یعنی حیوونی که چون غذا رو خراب می‌کنه یا بیماری پخش می‌کنه، ازش بدشون میاد).

In simple words: A small, often unwanted animal that looks like a mouse but is bigger.

یه حیوون کوچولو که اغلب ناخواسته است و شبیه موشه ولی بزرگتره.

Rat در یک جمله

  • rat poisonسم موش صحرایی
  • The police are all over town. He’s caught, like a rat in a trap.پلیس همه جای شهره. اون مثل یه موش صحرایی تو تله گیر افتاده.
  • Rats had gnawed through the wires.موش‌های صحرایی سیم‌ها رو جویده بودن.
  • The dog was a useful rat catcher in the warehouse.اون سگ یه موش‌گیر خوبی تو انبار بود.
  • a rat-infested cellarیه زیرزمین پر از موش صحرایی
  • You mean he just walked out on her after fifteen years? What a rat!

چطور از Rat استفاده کنیم

Use 'rat' when talking about the animal or in informal contexts to describe someone as disloyal. It's less appropriate in formal discussions.

وقتی در مورد حیوان صحبت می‌کنید یا در موقعیت‌های غیررسمی برای توصیف کسی که وفادار نیست، از «rat» استفاده کنید. در بحث‌های رسمی کمتر مناسب است.

Grammar pattern

standalone noun

Memory hint

Think of a rat running and 'ratting out' on someone.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Rat

Synonyms for Rat

Opposites of Rat

Common mistakes with Rat

  • Confused with 'mouse', thinking they are the same.
  • Using it as a verb instead of a noun.
  • Assuming all rats are domesticated or friendly.

Compare Rat with Vermin, Traitor

Rat appears in

Rat به زبان‌های دیگر

More words like Rat

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Rat جمله با
  • Rat معنی
  • Rat یعنی چه
  • Rat به فارسی
  • Rat تلفظ
  • Rat جمله برای
  • Rat به انگلیسی
  • ترجمه Rat

پرسش‌های پرتکرار درباره Rat

Rat یعنی چه؟

یه حیوون کوچولو که اغلب ناخواسته است و شبیه موشه ولی بزرگتره.

معنی Rat به فارسی چیست؟

یه حیوون کوچولو که اغلب ناخواسته است و شبیه موشه ولی بزرگتره.

تعریف Rat چیست؟

یه حیوون کوچولو با دم دراز که شبیه موش بزرگه و معمولاً آفت محسوب میشه (یعنی حیوونی که چون غذا رو خراب می‌کنه یا بیماری پخش می‌کنه، ازش بدشون میاد).

چطور از Rat در یک جمله استفاده کنیم؟

rat poison

می‌توانی مثال دیگری از Rat بزنی؟

The police are all over town. He’s caught, like a rat in a trap.

مترادف‌های Rat چیست؟

گزینه‌های رایج شامل rodent, vermin, pest, traitor است.

متضاد Rat چیست؟

معناهای مخالف شامل mouse, friend است.

چه واژه‌هایی با Rat می‌آیند؟

معمولاً با black, brown, lab, scurry, scuttle, gnaw, catcher, droppings, poison همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Rat چیست؟

Confused with 'mouse', thinking they are the same. Using it as a verb instead of a noun. Assuming all rats are domesticated or friendly.

Rat چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/ræt/"]/, UK: /["/ræt/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Rat استفاده کنم؟

وقتی در مورد حیوان صحبت می‌کنید یا در موقعیت‌های غیررسمی برای توصیف کسی که وفادار نیست، از «rat» استفاده کنید. در بحث‌های رسمی کمتر مناسب است.

سطح CEFR برای Rat چیست؟

"Rat" در سطح B2 از مقیاس CEFR قرار دارد.