Dysfunction در برابر Malfunction

زمان استفاده از هر کدام در انگلیسی، همراه با معنا، سطح زبانی و مثال‌ها.

Dysfunction

2000 برتر (رایج)

Malfunction

 DysfunctionMalfunction
تلفظ🇬🇧 //dɪsˈfʌŋkʃən//🇺🇸 //dɪsˈfʌŋkʃən//
معناوقتی چیزی درست کار نمی‌کند.When something does not work properly.وقتی یه چیزی خراب میشه و کار نمیکنه.
مثالThe patient was diagnosed with a serious heart dysfunction.-
سطح زبانیخنثی-
میزان رواج2000 برتر (رایج)-
هم‌آیی‌هاfamily dysfunction, sexual dysfunction, emotional dysfunction, organizational dysfunction, dysfunction in relationships-
متضادهاfunction, effectiveness, efficiency-
اشتباه‌های رایجConfused with 'dysfunctional' which is the adjective form., Used too broadly when specific types of dysfunction should be mentioned., Incorrectly treating 'dysfunction' as a countable noun.-
نکته‌های کاربرداز «اختلال عملکرد» در زمینه‌های پزشکی، روان‌شناختی یا سازمانی استفاده کنید. مگر اینکه در مورد مسائل خاصی صحبت می‌کنید، از آن در مکالمات روزمره خودداری کنید.Use 'dysfunction' in medical, psychological, or organizational contexts. Avoid in casual conversation unless discussing specific issues.-

آن را در کلیپ‌های واقعی ببین

Dysfunction
Malfunction

پرسش‌های پرتکرار: Dysfunction در برابر Malfunction

تفاوت Dysfunction و Malfunction چیست؟

Dysfunction: When something does not work properly. Malfunction:

آیا می‌توانم Dysfunction و Malfunction را به‌جای هم به کار ببرم؟

همیشه نه. Dysfunction و Malfunction به هم نزدیک‌اند و گاهی هم‌پوشانی دارند، اما در سطح زبانی، میزان رواج و کاربرد فرق دارند، پس جابه‌جا کردنشان می‌تواند معنا یا لحن را عوض کند. پیش از جایگزینی، تفاوت‌های بالا را ببین.

مقایسه‌های مرتبط