معنی به فارسی
بلیط
معنی Ticket
یه تیکه کاغذ، یا یه پیام یا عکس که رو گوشی یا کامپیوترت میگیری و بهت اجازه میده سوار یه اتوبوس، قطار و غیره بشی یا بری تئاتر و اینا.
In simple words: A piece of paper that lets you enter an event or travel on transport.
یه تیکه کاغذ که باهاش میتونی بری یه رویداد یا سوار وسیله نقلیه بشی.
Ticket در یک جمله
- I bought a ticket for the concert next month.من یه بلیط برای کنسرت ماه بعد خریدم.
- He received a parking ticket for leaving his car in the wrong place.اون برای پارک کردن ماشینش تو جای اشتباه، جریمه پارکینگ گرفت.
- The bus ticket is valid for one hour.بلیط اتوبوس برای یک ساعت اعتبار داره.
- You need to present a ticket to enter the movie theater.برای ورود به سینما باید بلیطت رو نشون بدی.
- She won a ticket in the lottery and was very excited.اون یه بلیط تو قرعهکشی برد و خیلی هیجانزده شد.
چطور از Ticket استفاده کنیم
Use 'ticket' when talking about events, travel, or fines. In casual contexts, people may refer to tickets as 'passes' or 'vouchers', but use 'ticket' in more formal settings.
وقتی درباره رویدادها، سفر یا جریمهها حرف میزنی از «ticket» استفاده کن. تو موقعیتهای خودمونی ممکنه به بلیطها بگن «pass» یا «voucher»، ولی تو موقعیتهای رسمیتر از «ticket» استفاده کن.
Grammar pattern
standalone noun
Memory hint
Think of a 'ticket' as a 'path to the event' — you need it to go through.
واژههای مرتبط
Collocations with Ticket
Synonyms for Ticket
Opposites of Ticket
- free pass
- exemption
Common mistakes with Ticket
- Confusing 'ticket' with 'treat' when referring to an event.
- Using 'ticket' as a verb incorrectly (it's a noun).
Ticket appears in
More words like Ticket
مردم اینها را هم جستجو میکنند
- Ticket جمله با
- Ticket معنی
- Ticket یعنی چه
- Ticket به فارسی
- Ticket تلفظ
- Ticket جمله برای
- Ticket به انگلیسی
- ترجمه Ticket
پرسشهای پرتکرار درباره Ticket
Ticket یعنی چه؟
یه تیکه کاغذ که باهاش میتونی بری یه رویداد یا سوار وسیله نقلیه بشی.
معنی Ticket به فارسی چیست؟
یه تیکه کاغذ که باهاش میتونی بری یه رویداد یا سوار وسیله نقلیه بشی.
تعریف Ticket چیست؟
یه تیکه کاغذ، یا یه پیام یا عکس که رو گوشی یا کامپیوترت میگیری و بهت اجازه میده سوار یه اتوبوس، قطار و غیره بشی یا بری تئاتر و اینا.
چطور از Ticket در یک جمله استفاده کنیم؟
I bought a ticket for the concert next month.
میتوانی مثال دیگری از Ticket بزنی؟
He received a parking ticket for leaving his car in the wrong place.
مترادفهای Ticket چیست؟
گزینههای رایج شامل fine است.
متضاد Ticket چیست؟
معناهای مخالف شامل free pass, exemption است.
چه واژههایی با Ticket میآیند؟
معمولاً با one-way, single, return, buy, get, obtain, be priced, cost, go on sale, agency, agent, booth, by ticket, ticket for, ticket to, winning, lottery, raffle, book, parking, speeding, traffic, give somebody, issue, get, ticket for, national, party, presidential, run on, join, support, on ticket همراه میشود.
اشتباههای رایج هنگام استفاده از Ticket چیست؟
Confusing 'ticket' with 'treat' when referring to an event. Using 'ticket' as a verb incorrectly (it's a noun).
Ticket چطور تلفظ میشود؟
US: /["/ˈtɪkɪt/"]/, UK: /["/ˈtɪkɪt/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.
چه زمانی باید از Ticket استفاده کنم؟
وقتی درباره رویدادها، سفر یا جریمهها حرف میزنی از «ticket» استفاده کن. تو موقعیتهای خودمونی ممکنه به بلیطها بگن «pass» یا «voucher»، ولی تو موقعیتهای رسمیتر از «ticket» استفاده کن.
سطح CEFR برای Ticket چیست؟
"Ticket" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.







