معنی به فارسی

B1noun1K

سنجاق، پین

UK/["/pɪn/"]/US/["/pɪn/"]/

معنی Pin

یک تکه سیم نازک و سفت با نوک تیز در یک انتها و سر گرد در انتهای دیگر، که مخصوصاً برای وصل کردن پارچه‌ها هنگام خیاطی استفاده می‌شود.

In simple words: A small pointed object used to fasten things together.

یه چیز کوچیک و نوک‌تیز که برای وصل کردن چیزا به هم استفاده می‌شه.

Pin در یک جمله

  • She used a pin to attach the notice to the board.اون از یه سنجاق برای وصل کردن اطلاعیه به تخته استفاده کرد.
  • He felt a sharp pin prick his finger as he searched through the box.وقتی داشت توی جعبه رو می‌گشت، احساس کرد یه سوزن تیز انگشتش رو خراشید.
  • You can use a safety pin to secure the fabric in place.می‌تونی از یه سنجاق قفلی برای محکم کردن پارچه استفاده کنی.
  • He always keeps a pin in his bag for emergencies.اون همیشه یه سنجاق توی کیفش برای مواقع اضطراری نگه می‌داره.
  • The map was pinned to the wall with a colorful pin.نقشه با یه سنجاق رنگی به دیوار وصل شده بود.
  • In video games, a pin might be used to mark a location on the map.توی بازی‌های ویدیویی، ممکنه از یه پین برای مشخص کردن یه مکان روی نقشه استفاده بشه.
  • The secret agent had to pin down the location of the enemy base.مامور مخفی مجبور بود محل پایگاه دشمن رو دقیقاً مشخص کنه.
  • With a single pin, you can hold multiple papers together.با یه سنجاق می‌تونی چند تا کاغذ رو به هم وصل کنی.
  • After losing the pin, she struggled to keep her hairstyle intact.بعد از اینکه سنجاقش رو گم کرد، به سختی تونست مدل موش رو حفظ کنه.
  • He needed to pin his badge to his shirt before the meeting.اون قبل از جلسه لازم بود نشانش رو به پیراهنش وصل کنه.

چطور از Pin استفاده کنیم

Used to describe both physical pins that hold objects together and metaphorical uses like 'pinning someone down' in a discussion. Avoid in highly formal settings.

هم برای سنجاق‌های واقعی که اشیا رو کنار هم نگه می‌دارن و هم برای کاربردهای مجازی مثل «گیر انداختن کسی» در بحث استفاده می‌شه. در محیط‌های خیلی رسمی ازش استفاده نکن.

Grammar pattern

pin + object

Memory hint

Think of a 'pin' as a tiny 'spin' that holds things in place.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Pin

Synonyms for Pin

  • fastener
  • clip
  • tack
  • spike
  • staple

Opposites of Pin

Common mistakes with Pin

  • Confused with 'pen' - don't mix up the two writing tools.
  • Using 'pinned' wrong - ensure it's in the correct context.
  • Mixing up 'pin' and 'pinning' when describing actions.

Pin appears in

Pin به زبان‌های دیگر

More words like Pin

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Pin جمله با
  • Pin معنی
  • Pin یعنی چه
  • Pin به فارسی
  • Pin تلفظ
  • Pin جمله برای
  • Pin به انگلیسی
  • ترجمه Pin

پرسش‌های پرتکرار درباره Pin

Pin یعنی چه؟

یه چیز کوچیک و نوک‌تیز که برای وصل کردن چیزا به هم استفاده می‌شه.

معنی Pin به فارسی چیست؟

یه چیز کوچیک و نوک‌تیز که برای وصل کردن چیزا به هم استفاده می‌شه.

تعریف Pin چیست؟

یک تکه سیم نازک و سفت با نوک تیز در یک انتها و سر گرد در انتهای دیگر، که مخصوصاً برای وصل کردن پارچه‌ها هنگام خیاطی استفاده می‌شود.

چطور از Pin در یک جمله استفاده کنیم؟

She used a pin to attach the notice to the board.

می‌توانی مثال دیگری از Pin بزنی؟

He felt a sharp pin prick his finger as he searched through the box.

مترادف‌های Pin چیست؟

گزینه‌های رایج شامل fastener, clip, tack, spike, staple است.

متضاد Pin چیست؟

معناهای مخالف شامل unpin, detach است.

چه واژه‌هایی با Pin می‌آیند؟

معمولاً با safety, bobby, hair, drive in, insert, stick in, safety, bobby, hair, drive in, insert, stick in, lapel, flag, wear, lapel, flag, wear همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Pin چیست؟

Confused with 'pen' - don't mix up the two writing tools. Using 'pinned' wrong - ensure it's in the correct context. Mixing up 'pin' and 'pinning' when describing actions.

Pin چطور تلفظ می‌شود؟

US: /["/pɪn/"]/, UK: /["/pɪn/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Pin استفاده کنم؟

هم برای سنجاق‌های واقعی که اشیا رو کنار هم نگه می‌دارن و هم برای کاربردهای مجازی مثل «گیر انداختن کسی» در بحث استفاده می‌شه. در محیط‌های خیلی رسمی ازش استفاده نکن.

سطح CEFR برای Pin چیست؟

"Pin" در سطح B1 از مقیاس CEFR قرار دارد.