معنی به فارسی
گاو
معنی Cow
یه حیوون بزرگه که تو مزرعه نگهش میدارن تا شیر یا گوشت بده.
In simple words: A large farm animal that gives milk.
یه حیوون بزرگ مزرعهای که شیر میده.
Cow در یک جمله
- to **milk a cow****گاو دوشیدن**
- **cow’s milk****شیر گاو**
- a herd of **dairy cows** *(= cows kept for their milk)*یه گله **گاو شیری** *(= گاهایی که برای شیرشون نگه میدارن)*
- Don't have a cow—it's no big deal.زیادی حرص نخور - چیز مهمی نیست.
- You can talk till the cows come home—you’ll never make me change my mind.
چطور از Cow استفاده کنیم
Used in both formal and informal contexts. Generally appropriate when discussing agriculture, food, or animals. Avoid in technical discussions where specific breeds or scientific classifications are needed.
هم تو حرفای رسمی و هم غیررسمی استفاده میشه. معمولاً وقتی درباره کشاورزی، غذا یا حیوونا حرف میزنی مناسبه. تو بحثهای تخصصی که نیاز به نژاد خاص یا طبقهبندی علمی باشه، بهتره استفاده نشه.
Grammar pattern
standalone noun
Memory hint
Think of a 'cow' as a 'big moo cow' that you see on farms.
واژههای مرتبط
Cow appears in
Cow به زبانهای دیگر
- Arabicالعربية
بقرة
حيوان كبير يُربى في المزارع ويعطي الحليب.
- Bengaliবাংলা
গরু
একটি বড় খামারের পশু যা দুধ দেয়।
- GermanDeutsch
Kuh
Ein großes Bauernhoftier, das Milch gibt.
- SpanishEspañol
Vaca
Un gran animal de granja que da leche.
- FrenchFrançais
Vache
Un gros animal de ferme qui donne du lait.
- Hindiहिन्दी
गाय
एक बड़ा खेत का जानवर जो दूध देता है।
- ItalianItaliano
Mucca
Un grosso animale da fattoria che dà il latte.
- PortuguesePortuguês
Vaca
Um animal de fazenda grande que dá leite.
- RussianРусский
Корова
Большое домашнее животное, которое дает молоко.
- Urduاردو
گائے
ایک بڑا فارم کا جانور جو دودھ دیتا ہے۔
- Chinese中文
牛
一种能产奶的大型农场动物。
More words like Cow
مردم اینها را هم جستجو میکنند
- Cow جمله با
- Cow معنی
- Cow یعنی چه
- Cow به فارسی
- Cow تلفظ
- Cow جمله برای
- Cow به انگلیسی
- ترجمه Cow
پرسشهای پرتکرار درباره Cow
Cow یعنی چه؟
یه حیوون بزرگ مزرعهای که شیر میده.
معنی Cow به فارسی چیست؟
یه حیوون بزرگ مزرعهای که شیر میده.
تعریف Cow چیست؟
یه حیوون بزرگه که تو مزرعه نگهش میدارن تا شیر یا گوشت بده.
چطور از Cow در یک جمله استفاده کنیم؟
to **milk a cow**
میتوانی مثال دیگری از Cow بزنی؟
**cow’s milk**
مترادفهای Cow چیست؟
گزینههای رایج شامل bovine, heifer, calf, livestock است.
متضاد Cow چیست؟
معناهای مخالف شامل bull, calf است.
چه واژههایی با Cow میآیند؟
معمولاً با beef, dairy, milch, herd, breed, milk, kill, low, moo, chew the cud, byre, shed, pasture, a breed of cow همراه میشود.
اشتباههای رایج هنگام استفاده از Cow چیست؟
Confused with 'moo', which is the sound cows make. Saying 'cows' when referring to one cow. Mistakenly using 'cow' as a verb.
Cow چطور تلفظ میشود؟
US: /["/kaʊ/"]/, UK: /["/kaʊ/"]/. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.
چه زمانی باید از Cow استفاده کنم؟
هم تو حرفای رسمی و هم غیررسمی استفاده میشه. معمولاً وقتی درباره کشاورزی، غذا یا حیوونا حرف میزنی مناسبه. تو بحثهای تخصصی که نیاز به نژاد خاص یا طبقهبندی علمی باشه، بهتره استفاده نشه.
سطح CEFR برای Cow چیست؟
"Cow" در سطح A1 از مقیاس CEFR قرار دارد.



