معنی به فارسی

1K

استخوان‌ها

UK//bəʊnz//US//boʊnz//

معنی Bones

The rigid organs that form the skeleton of vertebrates.

اندام‌های سختی که اسکلت مهره‌داران را تشکیل می‌دهند.

In simple words: The hard parts inside a body that give it shape.

قسمت‌های سفت و سختی که داخل بدن هستند و به آن شکل می‌دهند.

Bones در یک جمله

  • He broke several bones in the accident.او در تصادف چندین استخوانش شکست.
  • Some animals have very strong bones that can withstand heavy weights.بعضی حیوانات استخوان‌های بسیار محکمی دارند که می‌توانند وزن‌های سنگین را تحمل کنند.
  • In some cultures, bones are used in traditional medicine.در برخی فرهنگ‌ها، از استخوان‌ها در طب سنتی استفاده می‌شود.
  • The archaeologists discovered ancient bones buried in the ground.باستان‌شناسان استخوان‌های باستانی مدفون در زمین را کشف کردند.
  • She has a habit of cracking her knuckles, which can stress the bones.او عادت دارد بند انگشتانش را بشکند که می‌تواند به استخوان‌ها فشار بیاورد.
  • He has strong bones due to his diet and exercise.او به دلیل رژیم غذایی و ورزشش استخوان‌های محکمی دارد.
  • The dog's bones were scattered in the backyard.استخوان‌های سگ در حیاط پشتی پراکنده شده بودند.

چطور از Bones استفاده کنیم

Use 'bones' to refer generally to skeletons or as a metaphor in phrases like 'breaking bones'. In informal contexts, 'boney' can describe someone skinny.

از «استخوان‌ها» برای اشاره کلی به اسکلت یا به صورت استعاری در عباراتی مانند «شکستن استخوان‌ها» استفاده می‌شود. در زبان غیررسمی، «استخوانی» می‌تواند به کسی که لاغر است اشاره کند.

Grammar pattern

plural noun

Memory hint

Think of 'bone' as a 'bony' structure supporting the body.

واژه‌های مرتبط

Collocations with Bones

  • break bones
  • strong bones
  • human bones
  • bone structure
  • animal bones

Synonyms for Bones

Common mistakes with Bones

  • Confusing singular 'bone' with plural 'bones'.
  • Using 'bones' in contexts where 'skeleton' or 'structure' is more appropriate.
  • Misplacing inidiomatic expressions, e.g., 'to have a bone to pick'.

Compare Bones with Framework, Structure

Bones appears in

More words like Bones

مردم این‌ها را هم جستجو می‌کنند

  • Bones جمله با
  • Bones معنی
  • Bones یعنی چه
  • Bones به فارسی
  • Bones تلفظ
  • Bones جمله برای
  • Bones به انگلیسی
  • ترجمه Bones

پرسش‌های پرتکرار درباره Bones

Bones یعنی چه؟

قسمت‌های سفت و سختی که داخل بدن هستند و به آن شکل می‌دهند.

معنی Bones به فارسی چیست؟

قسمت‌های سفت و سختی که داخل بدن هستند و به آن شکل می‌دهند.

تعریف Bones چیست؟

اندام‌های سختی که اسکلت مهره‌داران را تشکیل می‌دهند.

چطور از Bones در یک جمله استفاده کنیم؟

He broke several bones in the accident.

می‌توانی مثال دیگری از Bones بزنی؟

Some animals have very strong bones that can withstand heavy weights.

مترادف‌های Bones چیست؟

گزینه‌های رایج شامل skeleton, framework, structure, ossein, bone tissue است.

چه واژه‌هایی با Bones می‌آیند؟

معمولاً با break bones, strong bones, human bones, bone structure, animal bones همراه می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام استفاده از Bones چیست؟

Confusing singular 'bone' with plural 'bones'. Using 'bones' in contexts where 'skeleton' or 'structure' is more appropriate. Misplacing inidiomatic expressions, e.g., 'to have a bone to pick'.

Bones چطور تلفظ می‌شود؟

US: //boʊnz//, UK: //bəʊnz//. برای شنیدن تلفظ بومی به صدای بالا گوش بده.

چه زمانی باید از Bones استفاده کنم؟

از «استخوان‌ها» برای اشاره کلی به اسکلت یا به صورت استعاری در عباراتی مانند «شکستن استخوان‌ها» استفاده می‌شود. در زبان غیررسمی، «استخوانی» می‌تواند به کسی که لاغر است اشاره کند.